تاریخ دریافت: 8/3/1392 تاریخ پذیرش: 26/5/1392

مقدمه

مولتیپل اسکلروزیس به عنـوان بیمـاری مـزمن کـهش یوع ب الایی در ای ران و جه ان دارد، ی ک مش کل در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است که حـل آننیاز به زمان و هزینـه زیـاد بـرای بـرآورده شـدن اهـدافبازتوانی دارد (1و2). براساس مطالعات اپیدمیولوژیک علمی حدود 9/52 نفر در صد نفر در ایران مبتلا به ایـن بیمـاریهستند، آمار این بیماری در تهران به 50 در صد نفر رسیده که مشابه کشورهای اروپایی است و بعد از تهران این آمـاردر اصفهان، 73 در صد هزار نفر اسـت کـه مشـابه کشـور انگلیس است، هرچند آمار مـرگ و میـر در مبتلایـان بـالامی باشد، اما نظر به ماهیت تخریبی و نـاتوان سـازی قشـرجوان آثار سوء اجتماعی و اقتصادی فراوانی از این بیمـاریبه جامعه تحمیل می گردد که این آمار نسبت به دنیا بسیار بالا است (2). مطالعات عوامل مـؤثر در ایجـاد بیمـاری راشامل نقص ایمنی، ژنتیک، بیماری های ویروسـی از قبیـلاپشتین بار، منونوکلئوز عفونی و آنفلونزا دانسـتند و علایـ م ام.اس شامل: خستگی (90-75%)، ضعف (8/30%)، علایم نوریت بینایی (1/20%)، صدمات عصبی (6/19%)، آتاکسی (3/14%)، می باش د (5-3). یک ی از مش کلات ش ایع در بیم اران خس تگی اس ت. تع اریف زی ادی از خس تگی در بیمـاران مب تلا ب ه ام.اس وج ود دارد ام ا مهـم ت رین و کامل ترین آن تعریفی است کـه انجمـن ام. اس آمریکـا درسال 1998 ارایه نمـوده اسـت: »یـک احسـاس ذهنـی ازکمبـود انــرژی جســمی و روح ی بــرای انجــام و اتمــامفعالیت های معمول و مـورد علاقـه اسـت کـه بـه وسـیله شخص مراقبت کننـده یـا بـه وسـیله خـود بیمـار شـناختهمی شود« (6). در مطالعـ ه ای کـه توسـط Papalardo و Reggio صورت گرفت مشـخص شـد 80% از بیمـارانمبتلا به ام.اس از خستگی و اثـرات آن بـر فعالیـ ت و کـارروزانه خود رنج می برند، برخی از این بیماران شغل خـود رااز دست می دهند چرا که خسـتگ ی توانـایی افـراد را بـرای انجام وظایف و نقش های فردی و اجتماعی، کار و فعالیـ ت و حفظ یک زندگی طبیعی کاهش میدهـد (7). همچنـیننتایج تحقیق Zifko نشان داد کـه 71% بیمـاران شـاغلچند روز غیبت از کار داشـت ه انـد و 28% از بیمـاران در اثـرخستگی شدید مجبور به استعفا شده انـد و 75% از بیمـاراندر اثر خستگی شدید مجبـور بـه تغییـر شـغل شـده و یـامشاغلی که کاهش درآمد را در پی داشته اسـت پذیرفتنـد(8). بیش از 75% بیماران ام.اس از خستگی مزمن کـه بـافعالیت های روزانه آن ها تداخل می کند رنـج مـی برنـد کـهممکن برای کاستن این علامت شایع از روش های دارویی و غیردارویی استفاده شود. از داروهـا مـیتـوان آمانتـادین، پمولین را نام برد که هر کدام عوارض زیادی دارند (8و9).
غیر از درمان های دارویـی، رو ش هـ ای غیردارویـی نیـز درسال های اخیر، توجه کلیه بیمـاران از جملـه مبتلایـان بـهام.اس را به خـود جلـب نمـوده اسـت کـه تحـت عنـواندرمان های تکمیلی شناخته شده اند که این درمان ها ماهیت جامعه نگر دارند و برای افزایش آسـایش جسـمی و روانـیبیمار استفاده می شوند از این قبیل درمان ه ا می توان لمـسدرمانی، هیپنوتیزم، ورزش، آروماتراپی، طب سـوزنی، طـبفشــــاری و … را نــــام بــــرد (11). Sutherland و Anderson بیان نمودند که: همان گونـه کـه ورزش بـرفعالیت های جسمی افراد سالم اثـرات مفیـد داشـته اثـراتبالقوه ای نیز در کاهش خطر بیماری های روانـی و جسـمیدارد و علیرغم توصیه به بیماران ام.اس در جهت اجتنـاباز ورزش به منظـور بـه حـداقل رسـاندن عـود بیمـاری وخستگی ناشی از آن مبتلایان به ام. اس می توانند از اثـراتمفید ورزش سـود ببرنـد. ورزش، بخـش مهمـی از شـیوه زندگی است. ورزش منظم سلامت جسمی و عقلی را حفظ می کند و قادر است، خطر پیدایش بی مـاری هـای مـزمن راکاهش دهد، امید به بقا را افزایش دهد و کیفیت زندگی را در طول سال هـای آینـده بهبـود مـی بخشـد (12). ورزش باعث می شود که هر یک از قسمت های مختلـف ماهیچـهبرروی هم فعل و انفعال متقابلی بگذارنـد . در هـر مفصـل، یک دامنه حرکت مطلـوب وجـود دارد کـه بـرای حـداکثرعملکرد ضروری است. انعطاف پذیری نه تنها بـرای انجـاماعمال فیزیکی بلکه برای جلوگیری از آسیب اهمیـت دارد . عدم فعالیت باعث می شود مفاصل انعطاف خود را از دست بدهند چون بافت های پیوندی کوتاه تر مـی شـوند (13). در مطالعه ای آتش زاده و همکاران نشان دادنـد کـه تمرینـاتورزشی باعث بهبود فعالیت های روزانه می شـود ، آن هـا در پژوهش 28 زن مبتلا به ام.اس را در یک مطالعـه قبـل وبعد تحت ورزش های از قبیل شنا و دو تفریحی قرار دادنـداما پژوهش حاضر در دو گروه آزمون و کنتـرل در مطالعـه کارآزمایی بالینی بئن تفکیک جنسـیتی تـأثیر ورزش هـای هوازی دیگری را بر میزان خستگی بیماران بررسـی کـردهاست (14). در پژوهشی دیگر رسولی و همکـاران در یـکمطالعه نیمه تجربی در 39 زن مبتلا به ام.اس نشان دادنـدکه تکنیکهای حفـظ انـژری باعـث کـاهش خسـتگی دربیم اران مب تلا ب ه ام. اس م ی ش ود (15)، ب ا توج ه ب ه پژوهش های انجام شده در این زمینـه، مطالعـه حاضـر درصدد آن است که در یـک کارآزمـایی بـالینی در دو گـروهآزمون و کنترل و بدون تفکیک جنسیتی و بـا ورز ش هـای هوازی میزان خستگی را با مقیاس FFS بسنجد.

روش مطالعه

مطالعه حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی بود کـه با هدف کلی تعیین تـأثیر ورزش هـای هـوازی بـر میـزانخستگی بیماران مبتلا به ام.اس مراجعه کننـده بـه انجمـنام.اس شهر تهران سال 87-1386 صـورت گرفتـه اسـت.
حجم نمونه با توجه به مطالعه کروپ در سال 1988 مبنـیبر میزان خستگی دو گروه (افراد مبـتلا بـه ام.اس و سـالمکه میزان خستگی 88/0=p در افراد مبـتلا و 55/0=p در افــراد ســالم و انتخــاب 05/0= و 05/0= و ضــریب اطمینان 95% و توان آزمون 95% مدنظر بـوده ) 34 بیمـاربرای هر گروه برآورد گردید (16)، با توجه بـه پـیش بی نـی ریزش نمونه ها به دلیل عدم انجـام ورزش 40 نفـر در هـرگروه انتخاب شدند. نحوه نمونهگیری به صورت تخصـیصتصــادفی صــورت پــذیرفت . جامعــه پــژوهش بیمــارانمراجعه کننده به انجمـن ام .اس بودنـد کـه در طـی 6 مـاهبودند که به طور تخصیص تصادفی به گروه تقسیم شـدندبه این صورت که روز اول نام دو گروه نوشـته و بـه طـورقرعه کشی یکی از نام ها برداشته که گروه آزمون 1 (تحـتورزش های هوازی) محسوب و مجـدداً نـام گـروه دوم بـهطور قرعه برداشته و گروه کنترل قـرار گرفتنـد. واحـدهای پژوهش علاوه بر داشتن رضـا یت جهـت شـرکت در ایـ ن پژوهش شرایط اختصاصی زیر را دارا بودند: دامنه سنی بین 45-20 سال داشته، وجود بیماری در آن ها توسط پزشـکصاحب نظر و نتایج تست های تشخیصی از قبیل MRI در انجمن ام.اس تأییـد شـده بـود، حـداقل سـواد خوانـدن و نوشتن را داشتند، توانایی درک مکالمه زبان فارسی داشتند، در مرحله شدید و حاد بیماری نبودند، حـدود یـک سـال ازابتلا به بیماری آن ها گذشته بـود (فرصـت بـرای پـذیرش
بیماری داشته باشند). هیچ گونه بی مـاری زمی نـه ای از قبیـ ل مشکلات ارتوپدی، قلبی و تنفسی نداشتند، غیـر از برنامـهورزشی در انجمن، برنامه ورزشی دیگـر نداشـتند، مقیـاسمیزان شدت ناتوانی آن ها (EDSS) بین 5/5-0 بود. این مقیاس میزان صدمه نورولـوژیکی را مـی سـنجد کـه از 0 (نرمال) تا 10 (مرگ) درجه بندی شده است (17). لازم بـهذکر است که دو گروه از نظر سن، جنس، تاریخچه و طول مدت ابتلا به بیماری، سطح تحصیلات، مصـرف داروهـا و … مورد بررسی قرار گرفتند.
در این مطالعه ابزار گردآوری داده هـ ا پرسشـنام ه ای محقق ساخته که شامل 2 بخش بود که بخش اول شـاملمشخصـات دموگرافیـک و بیمـاری (مـدت ابـتلا، دفعـات بستری، علایم همراه خستگی است)، که در ابتدای مطالعه توسط محقق پر شد. بخش دوم شامل مقیاس اندازهگیری خستگی (FSS) بود که این مقیـاس از 9 سـؤال تشـکیلشده که هر سؤال به صـورت مقیـاس عـددی صـفر تـا 7 درجه بندی شده است. ایـن مقیـاس تمـام ابعـاد خسـتگی (جسمی، روانی، عاطفی رفتاری و اجتماعی) را مـی سـنجدکه در ابتدا و 6 هفته بعد به وسیله پژوهشگر اندازه گیری و ثبت گردید به منظور بررسـ ی اعتبـار علمـی پرسشـنامه وچک لیست به کارگیری ورزش ها در منـزل از روش اعتبـارمحتوا استفاده شده است. بدین نحو که با مطالعـه کتـب ومقالات علمی و اسـتفاده از محتـوای چـارچوب پنداشـتی، پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و بیماری در اختیار 10 تن از اعضای هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی تهران، چند تن از کارشناسان انجمن ام.اس (پزشک، فیزیـوتراپ ، طب ورزش) که در این زمینه صاحب نظر بودند، قـرار دادهشد و سپس با راهنمایی آن ها اصلاحات لازم به عمل آمد.
قابل ذکر است کـه بـا توجـه بـه ایـن کـه ابـزار مقیـاساندازه گیری شدت خستگی (FSS) در تحقیقات گذشـته ازنظر محتوایی معتبر شده بود، با این حال این مقیاس جهت تعیین روایی صوری بـه اسـاتید داده شـد و پیشـنهادات و اصلاحات جزیی صورت گرفت. قابل ذکر است که مقیاس شدت خستگی (FSS) ابزاری استاندارد و با ثبـات درونـی برای سنجش خستگی داخل و خارج کشور مـورد اسـتفادهق رار گرفت ه اس ت. در خ ارج کش ور توس ط Krupp و همکاران در سال 1989 مورد تأیید قرار گرفته اسـت (16) در ایران هـم در پژوهشـی تحـت عنـوان بررسـی میـزانبه کـ ارگیری و اثربخشـی رو ش هـ ای کاهنـده خسـتگی در بیمـاران مراجعـه کننـده بـه انجمـن ام.اس ایـران توسـط بصام پور و منجذبی در سال 1384 انجـام شـد کـه اعت بـ ار محتوا توسط متخصـان و جهـت پایـایی از آزمـون مجـدداستفاده شد کـه ضـریب همبسـتگی آن 84/0=r بـود کـهنشان دادند این ابزار اعتماد و اعتبار بالایی داشته و نیاز بـهتعدیل ندارد (18).
نحوه انجام پژوهش بـدین ترتیـب بـود کـه بعـد ازکسب اجازه از مسؤولین انجمن ام.اس پژوهشگردر محـیطپژوهش حضور یافته و به مدت 6 مـاه کلیـه مـراجعین بـهانجمن ام.اس را بررسی و بیماران واجـد شـرایط ورود بـهمطالعه را مشخص و پس از کسب اجازه و پر کـردن فـرمرضایت نامه از افراد و بیـا ن اهـداف و اهمیـت تحقیـق بـهروش نمونه گیری ساده بیماران را انتخاب و سپس به طـورتصادفی به دو گروه تقسیم نموده، به این صـورت کـه روزاول نام دو گروه نوشته و به طور قرعه کشی یکی از نام هـابرداشته که نـام اول تحـت عنـوان گـروه آزمـون (تحـتورزش های هوازی) محسوب و مجـدداً نـام گـروه دوم بـهطور قرعه برداشته و گروه کنترل بود که تحت مداخلـ ه ای قرار نمی گرفتند (قابل ذکر است در افراد گـروه کنتـرل درابتدا و انتهـای پـژوهش در مـورد انجـام ورزش در منـزل سؤ ال می شد و در صورت داشتن برنامه ورزشی از مطالعـه خارج می شدند) و فقط قبل و بعد از مطالعـ ه پرسشـنام ه هـ ا برای آن ها پر می شد و گروه ها به طـور روزانـه بـه ترتیـباسامی اسـتخراج شـده از قرعـه کشـی روز اول بـه نوبـت تعویض می شدند. سـپس براسـاس گـروه انتخـابی تحـتبرنامه ورزشی قرار می گرفتند. آموزش ورزش ها به صـورتچهره به چهره داده می شد. بدین ترتیب کـه هـر تکنیـکورزشی ابتدا توسط پژوهشگر انجام و بعد توسط مددجو بـاحضور پژوهشگر به صورت صحیح انجام می شـد و سـپستکنیک ورزشی بعدی ارایـ ه مـی شـد و در هـر زمـان کـهاحساس خسـتگی نمودنـد تمرینـات قطـع و پـس از رفـعخستگی به انجام آن مبادرت می ورزیدند. تمرینات در گروه آزمون به مدت 30 دقیقه تحـت ورز ش هـ ای هـوازی کـهشامل راه رفتن برروی تردمیل با سرعت 1 متر بر ثانیه (به مدت 10 دقیقه)، آهسته دویدن در میلـ ه هـ ای مـوازی (بـهمـدت 10 دقیقـه) و دوچرخـه ثابـت بـه مـدت 10 دقیقـه (مجموعاً 30) انجام شد. لازم به ذکر است که در صـورتیکه ورزش ها بـه مـدت کمتـر یـا بیشـتر از مـدت زمـان وجلسات توصیه شده انجام می گرفت آن واحـد از نمونـه هـ ا خارج می شد. قابل ذکر است که در این پژوهش 12 نفر در گروه آزمون از پژوهش حذف شدند کـه علـت آن را عـدمامکان مراجعه به انجمن و تمایل به ورزش کردن را بیـانکردند و 12 نفر دیگر با توجه به معیارهـای ور ود در گـروهآزمون جایگزین شدند، نمونه ها یک روز در میان تمرینـاتورزشی را در انجمن در حضور پژوهشگر انجام می دادنـد ودر صورت انجام کامل ورزش ها در چک لیست تهیه شـدهعلامت زده می شد و پس از اتمام برنامه ورزشی 6 هفته ای مجدداً میزان شدت خستگی بـا اسـتفاده از مقیـاسFSS سنجیده و در نهایت میزان خستگی گـروه آزمـون و گـروهکنترل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از جمع آوری داده ها بـه منظـور تجزیـ ه و تحلیـ ل داده هـ ا از روش هـای آماری توصیفی و تحلیلی با استفاده از نـرم افـزارSPSS v.11.5 و آزمون های آمـاری نظیـ ر تسـت تـیمسـتقل ، تی زوج استفاده گردید.

یافتهها

اطلاعات مربوط به بعضی مشخصات دموگرافیک و متغیرهای مربوط به بیماری در جدول شماره 1 نشـان دادهشده است. دو گروه از نظر توزیع متغیرهایی از قبیل سـن،جنس، تأهل و … با آزمـو ن هـ ای آمـاری کـای دو و فیشـرهمگن بودند.
براساس جدول شماره 2، میانگین شـدت خسـتگیقبل از مطالعه در گروه هـوازی 95/42 بـا انحـراف معیـار02/15 و در گروه کنترل 95/42 با انحـراف معیـار 02/15 بود. همچنین بیشـترین درصـد بیمـاران در گـروه هـوازی(5/42%) و در گروه کنترل (40%) دچار خسـتگی متوسـطبودند. آزمون آماری تی مستقل نشان می دهد کـه بـین دوگروه هـوازی و کنتـرل از نظـر میـانگین شـدت خسـتگیاختلاف آماری معنادار وجـود نـدارد . لـذا دو گـروه از نظـرمیانگین شدت خستگی همگن می باشند (19/0=p).
براساس جدول شماره 3 میانگین شدت خستگی در گروه هوازی قبل از مطالعه 95/42 با انحراف معیار 02/15 و بعد از مطالعه (ورزش هوازی) میـانگین شـدت خسـتگی 1/35 بــا انحــراف معی ـار 46/16 شــده اســت. همچنــین
(5/42%) از نمونه های تحت پژوهش در گروه هوازی قبـلاز مطالعه دچار خستگی متوسط، (5/32%) دچـار خسـتگیخفیف و (25%) دچار شدت خستگی شدید بودند در حـالیکه بعد از مطالعه (5/52%) دچار خستگی خفیـف ، (5/37%) دچار خستگی متوسط و (10%) دچار خستگی شدید بودنـد .
آزمون تی زوج نشان داد که بین شدت خستگی قبل و بعـداز مداخلـه در گـروه هـوازی اخـتلاف معنـادار وجـود دارد (001/0<p). لذا می توان گفت که کاهش شدت خسـتگیدر گروه هوازی نسبت به گروه کنترل بعد از مطالعه ناشـی از تأثیر ورزش های هوازی بوده است.
براساس جدول شماره 4 میانگین شـدت خسـتگی درگروه کنترل قبل از مطالعه 17/48 با انحراف معیار 83/14 و بعد از مطالعه میـانگین شـدت خسـتگی 65/47 بـا انحـرافمعیار 4/14 شده است. همچنین 40% از نمونـ ه هـ ای تحـتپـژوهش در گـروه کنتـرل قبـل از مطالعـه دچـار خسـتگی متوسـط، (5/37%) دچـار خسـتگی شـدید و (5/22%) دچـار خستگی خفیف بودنـد کـه بعـد از مطالعـه 40% بـه همـانوضعیت باقی ماندند یعنی دچار خستگی متوسط و 40% دچارخستگی شدید بودند که نسبت به قبل مطالعه 5/2% افزایش یافتند و (20%) دچار خستگی خفیف بودنـد . آزمـون تـی زوج نشان داد که بین شدت خسـتگی قبـل و بعـد از مداخلـه درگروه کنترل اختلاف معنادار وجود ندارد (23/0=p).
براساس جدول شماره 5 میانگین شدت خستگی بعد از مطالعه در گروه هوازی 1/35 با انحراف معیـار 46/16 و در گروه کنترل 65/47 با انحراف معیار 4/14 شـده اسـت.
آزمون تی مستقل نشان می دهد که بین دو گروه هـوازی وکنترل از نظر شدت خستگی اختلاف معنادار آماری وجـوددارد (001/0<p) و با مقایسه میانگین شـدت خسـتگی دو گروه می توان نتیجه گرفـت میـانگین شـدت خسـتگی درگروه هوازی کمتر از گروه کنترل می باشد (001/0<p).
جدول 1- مشخصات دموگرافیک و بیماری در واحدهای پژوهش به تفکیک دو گروه مورد مطالعه (هوازی و کنترل) در بیماران مبتلا به ام.اس
مقدار احتمال گروه هوازی کنترل متغیر
درصد تعداد درصد تعداد 0/34 10 4 10 4 20- 25 سن
17/5 7 12/5 5 25-30 12/5 5 10 4 30-35 22/5 9 22/5 9 35-40 37/5 15 37/5 15 40-45 0/72 60 24 75 30 زن جنس
40 16 25 10 مرد 0/28 65 26 65 26 متأهل تأهل
35 14 35 14 مجرد 0/072 12/5 5 15 6 عدم بستری دفعات بستری
37/5 15 62/5 25 کمتر از 3 بار 50 20 22/5 9 3 بار و بیشتر 0/14 5 2 12/5 5 5 سال و کمتر طول مدت ابتلا
70 28 50 20 بین 10 -5 سال 25 10 37/5 15 10 سال و بیشتر 0/056 42/5 17 20 8 لیسانس و بالاتر سطح تحصیلات
52/5 21 27/5 11 دیپلم 5 2 40 16 راهنمایی 0 0 12/5 5 ابتدایی 0/8 35 14 42/5 17 خانهدار شغل
40 16 40 16 بیکار یا از کار افتاده 2/5 1 7/5 3 کارمند 5 2 2/5 1 کارگر 17/5 7 7/5 3 آزاد
جدول 2- توزیع فراوانی مطلق و نسبی شدت خستگی واحدهای مورد مطالعه به تفکیک دو گروه مورد مطالعه (هوازی و کنترل) در بیمـا ران مبتلابـهام.اس قبل از مداخله

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول 3- توزیع فراوانی مطلق و نسبی شدت خستگی واحدهای مورد مطالعه در گروه هوازی در بیماران مبتلابه ام.اس قبل و بعد از مداخله

جدول 4- توزیع فراوانی مطلق و نسبی شدت خستگی واحدهای مورد مطالعه در گروه کنترل قبل و بعد از مداخله در بیماران مبتلا به ام.اس

جدول 5- توزیع فراوانی مطلق و نسبی شدت خستگی به تفکیک دو گروه مورد مطالعه (هوازی و کنترل) در بیماران مبتلا به ام.اس بعد از مطالعه

بحث

بررســی مطالعــات گونــاگون در ارتبــاط بــا تــأثیر روش هـای غیرداروی ی از جمل ه ورزش ب رروی خس تگی بیماران ام.اس جهت مقایسه نتـایج بـه دسـت آمـده از آن مطالعات با مطالعه حاضر استفاده شده است؛ اما خلاء ناشی از مطالعـه ای کـه بتوان د بیم ار و خـانواده را در مراقب تمشــارکت دهــد کــاملاً ملمــوس اســت. نتــایج مطالعــه Mathiowetz و همکــاران تحــت عنــوان بررســی اثربخشی آموزش استراتژی های حفـظ انـرژی در بیمـارانمبتلا بـه ام.اس نشـ ان داد کـه بیمـاران مبـتلا بـه ام.اس خستگی متفاوتی از خستگی افراد سالم تجربه مـی کننـد و این مسأله به طور منفی بر کیفیت زنـدگی، انجـام فعالیـتهای روزانه و کارایی شخصی آنان اثر می گـذارد . پـژوهشآنان نشان داد که اجـرای برنامـه ورزشـی 6 ماهـه باعـثبهبود کیفیت زندگی و کاهش خستگی می شـود (19) کـهنتایج پژوهش حاضر نیز نشان داد که حتی برنامه ورزشـی6 هفته ای هم باعث کاهش میزان خستگی بیماران مبـتلاب ه ام. اس م ی ش ود، برنام ه ه ای ورزش ی ب ا بازی ابی و توانمندسازی نیروهای واپس زده شـده، بیمـاران ام.اس را یاری داده و به آن ها کمک می کنند، اما آنچه بایـد مـدنظرقرار گیرد ماهیت برنامه ورزشی است که هر چقدر برگرفته از نیازهای بیمار باشد باعـث مـیشـود بیمـار بـا انگیـزه و اشتیاق آن ها را پذیرفته و انجام دهد، همان طور کـه نتـایجاین پژوهش مبتنی بر این است که ورزش هـوازی باعـثافزایش انرژی می شود و توان فرد را بالا می برد.
Mostert و Freeman ، Kesselring و همکاران و Petajan و همکاران بـه نتـایج مشـابه ایـنپژوهش دست یافتند که تمرینات ورزشی منظم قادر اسـتشدت خستگی ناشـی از ام .اس را کـاهش دهـد (22-20). رسولی و همکاران نیز نشان دادند که اجرای تکنیک هـای حفظ انرژی حتی از طریق سـخنرانی و اسـتفاده از پمفلـتآموزشی در مبتلایـ ان بـه بی مـاری ام.اس موجـب کـ اهش میزان خستگی می شود. در حالی کـهOken و همکـاراندر تحقیقی نیمه تجربی در اورگان بـا هـدف تعیـین تـأثیر یوگا و ورزش های هـوازی بـر عملکـرد شـناختی، خلـق وکیفیت زندگی بیماران مبتلا به ام.اس نشان دادند که گروه آزمون خستگی کمتری نسـبت بـه گـروه کنتـرل داشـتند (01/0<p) در حالی که بین خستگی و میزان نقص عصبی و نـاتوانی ارتبـاط وجـود نـدارد و خسـتگی بـا جنبـ ه هـایافسردگی در این بیماران ارتباط نداشته و هیچ تأثیری روی وضعیت شناختی، اضطراب و افسـردگی نـدارد (05/0>p) (23).
در تأیید نتایج پژوهش حاضر، آتشزاده و همکـاران در تحقیـق خـود نشـان دادنـد کـه یـک دوره 8 هفتـه ای تمرینات ورزشی شامل چهار مرحله گـرم کننـده، تفریحـی،هوازی سوئدی و خنک کننـده باعـث اخـتلاف معنـادار در پیشرفت احساس سلامتی، افزایش سطح حرکت و کاهش خستگی و عود بیماری در گروه ورزشی می شود. همچنـیندر گروه سـالم تحـت ورزش نیـز در مـوارد بـالا تغییـراتمعنادار قابل رویت بود در حـالی کـه در گـروه غیرورزشـیبیمار و سالم هیچ اختلاف معناداری در موارد فوق مشاهده نشد (14).
اسدی ذاکر و همکاران نیـز در تحقیـق خـود تحـت عنوان تأثیر ورزش بر سرعت راه رفتن، میـ زان خسـتگ ی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس نشـاندادند که بعد از ورزش، سرعت راه رفتن بیمـاران بـه طـورمعناداری افزای ش یافت (0001/0<p) و میزان خستگی به طور معناداری ک اهش یافت (001/0<p) و فقط در 4 بعـد از کیفیت زندگی بعد از مداخله افزایش معنـادار در کیفیـتزندگی مشاهده شد (24).
نتایج این پژوهش نشان می دهد که تمام افراد مبتلا به ام.اس دچار عارضـه خسـتگی در شـدتهـای مختلـف(خفیف، متوسط و شدید) بودند و این مسـأله خـود بیـانگراهمیت خستگی و تأثیر آن بر کلیه ابعاد زندگی این بیماران میباشد، علیالخصوص این کـه اکثریـت افـراد مبـتلا بـهام.اس جوان بوده و جزء نیروهای کارآمـد جامعـه هسـتند. بنابراین ممکن است عارضه خستگی اثرات مخرب داشته و حتی ممکن است این بیماران سربار جامعه باشـند . لـذا بـاوجود خستگی به عنوان یکی از مهم ترین علایم و عارضه بیمــاری ورزش و بــازتوانی بایــد بــه عنــوان یــک روشغیرتهاجمی و آسان توجه مراقبین و درمان گران را به خـودجلب کند و آن را به کار بندند. هرچـه فـرد بـی حرکـت تـرگردد انرژی کمتری جهت فعالیت در اختیار خواهد داشت و کاهش فعالیت فیزیکی باعث کم شـدن تـوده عضـلانی و کاهش بیشتر عملکرد خواهد شد. از آن جا ک ه بیماری هـای مزمن، از جمله مولتیپل اسکلروزیس بر جنبه هـای مختلـفاقتصادی، مالی، اجتماعی و عاطفی فرد، خـانواده و جامعـه
افزای ش می دهد و نه تنها منجر به بهبـود ک یفیـ ت زنـدگ ی می گردد، بلکه روی تعادل فرد، هماهنگی اندام های فوقانی و تحتانی اثر گذاشـته و از ابـتلا بـه بی مـاری هـای قلبـی- عروقی، دیابت و … جلوگیری می کند (5).
محدودیت پژوهش: از محدودیت های این پـژوهشاین بود که خستگی پدیده ذهنی اسـت و انـدازهگ یـری آن بسیار مشکل است و تحت تأثیر متغیرهای زیادی همچون تغییرات عاطفی و علایـ م ناراحـتکننـده دیگـر همـراه بـا ام.اس وجود دارد، لذا بررسی دقیق آن مشکل مـی باشـد وکنترل آن از عهده پژوهشگر خارج بود.

نتیجهگیری

براساس این مطالعه ورزش جایگاه با ارزشی در درمان محافظه کارانه بی ماران می توانند جهت بهبود کیفیـ ت زنـدگ ی بیماران جایگزین روش های دارویی شود و با توجه بـه شـیوعروزافزون بیماری ام.اس در ایران و با توجه به اهمیت مسـ أله خستگی در این بیماران و از آن جایی که روش هـ ای دارویـیبار مالی سنگینی را به جامعـه و خـانواده تحمیـل مـیکنـد وعوارضی را به همراه دارد، چنانچه بیمار نسبت بـه رو ش هـای غیردارویی در کاهش خستگی از جمله ورزش آگاهی پیدا کند و آن را ب ه کار بندد، قطعاً گام مـؤثری در کـاهش خسـتگی وبهبود کیفیت زندگی خود برداشته است.

تشکر و قدردانی

از کلیه اساتید و همکاران محترم دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهـ ران و معاونـت محتـرمپژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران و مسؤولین انجمـنام.اس که به طور مستقیم و غیرمستقیم در انجام مطالعه و نگارش این مقاله نقش داشته اند، قدردانی به عمل می آید. اثر می گذارد. پرستاران با توجه به ایفای نقـش حسـاس درزمینه توان بخشی بیمـاران دچـار نـاتوانی هـای جسـمی و روانی، قادرند بیماران را در بالاترین سطح توانایی در انجام فعالیـت اهـ ی روزمـره یـاری نمـوده و در رفـع مشـکلات اجتماعی، روانی و اقتصادی آن ها را کمک نماینـد . پرسـتاربا کمک به افراد در تعیین راه کنترل عـوارض بـه بیمـار وخانواده در جهت صحیح هدایت مـی نمایـد. از بـین انـواعورزش، تمرینـات هـوازی کـه بـه طـور وسـیعی اکسـیژن مصرف می نمایند سبب تغییرات متابولیکی مهمی از قبیـلبهبود متابولیسم، کاهش سطح اپی نفرین و نـوراپی نفـرین،کلسترول و تریگلیسرید و تقویت سیسـتم ایمنـی، بهبـودترشح اندورفین و وضعیت خلقی و روانی میشـود ، کـاربردزیادی دارد. نکته مهم این است که در طی این فعالیت هـ ا فرآیند دمیلیناسیون تغییری نمی کند، هنگامی کـه سیسـتمعضلانی- اسکلتی فعال نباشد مدت اکسیداسیون کـاهش مییابد و این خود عامل مهمی در بروز خستگی و کنـدیانجام فعالیت های زندگی روزمـره اسـت. بـا انجـام ورزشظرفیت اکسیداسیون عضلات افـزایش یافتـه و در نتیجـهسیستم بیوشمیایی هوازی جهـت ایجـاد انطبـاق تحریـکگردیده و باعث افزایش میزان اکسـیژن دریـافتی در بـدنمی شود. برخی بیماری ها سبب مهار اکسیژن در هر یک از مراحـل فـوق مـی گ ردد و ظرفیـت عملکـری را ک اهش می دهد، اما ورزش های هوازی قادرند تطابق فیزیولـوژیکیدر کارایی سیستم انرژی هوازی ایجاد نموده، نحوه توانایی عملکردی فرد را افزایش داده و حتی در شـرایط پیشـرفتبیماری، ظرفیت عملکردی را بهبود بخشد. از دیگر مزایای ورزش های منظم هـوازی مـیتـوان بـه افـزایش قـدرت، بهبـودی وضـعیت بـدن، کـاهش خسـتگی، بهبـود خلـق، افزایش اعتماد به نفس و احسـاس خـوب بـودن عمـومی اشاره کرد. انجام تمرینات بـدنی هـوازی اسـتقلال فـرد را

منابع

– Incidence and prevalence of multiple sclerosis in the Americas: a systematic review. Neuroepidemiology. 2013; 40(3): 195-210.
– Prevalence of MS in Iran. [Cited 27 September 2010]. Available from:http://msirani.blogfa.com/post/10. (Persian)
– Ron M, Esther K. Multiple sclerosis: Geo epidemiology, genetics and the environment.
Autoimmunity Reviews. 2010; 9(5): 387-394.
– Harrison. [Principle of Internal of Medicine, Department of Translators (authors)]. Tehran: Smat; 2002. (Persian)
– Randall T. Schapiro Managing symptoms of multiple sclerosis. Neurologic Clinics. 2007; 23: 135145.
– Krupp L. Fatigue: the most common complaints. Philadelphia, PA: Elsevier Science; 2003. P. 135137.
– Papalardo A, Reggio E. Management of fatigue in multiple sclerosis. Europa Medico Physic. 2003; 32(3): 147-151.
– Zifko U. Treatment of fatigue in patient with multiple sclerosis, biomed experts. 2003; 64(12): 65-
72.
– Smith J. Multiple Sclerosis. Nurology. 2004; 33(1444): 14.
– McDonald WI, Compston A, Edan G, Goodkin D, Hartung HP, Lublin FD, et al. Recommended diagnostic criteria for multiple sclerosis: guidelines from the International Panel on the diagnosis of multiple sclerosis. Annals of Neurology. 2001; 50(1): 121-127.
– Mallik M, Hall C, Howard D. Nursing knowledge & practice. A Decision making Approach. London: Balliere & Tindall Co; 1998. P. 65.
– Sutherland GJ, Anderson MB. Exercise and multiple sclerosis: Physiological, psychological, and quality of life issues. Journal of Advanced Nursing. 2001; 56(6): 617-635.
– Walker B. The Benefits of Stretching Improved Range of Movement Increased Power Reduced Post Exercise Muscle Soreness Reduced Fatigue, Published by Walkerbout Health Pty Ltd; 2007. P. 12. 14 – Atashzade F, Shiri H, Moshtagh Z, Sanii M. [Effect of regular aerobic exercise on improving activity daily living]. Rafsanjan Medical Journal. 2003; 2(3-4): 164-171. (Persian)
– Rasooli N, Ahmadi F, Nababvi M, Hajizadeh E. [Effect of apply Energy Saving Techniques of MS-related fatigue]. 2006; 7(1): 43-48. (Persian)
– Krupp LB, LaRocca NG, Muir-Nash J, Steinberg AD. The fatigue severity scale: application to patients with multiple sclerosis and systemic lupus erythematosus. Arch Neurol. 1989; 46: 1121-23. 17 – Kurtzke JF. Rating Neuologic Impairment in Multiple Sclerosis an Expanded Disability Status Scale [EDSS]. Nerology. 1983; 33: 1444-1452.
– Basampoor S, Monjazebi F. [Assessment of application and effectiveness of fatigue decreasing method in MS patients in MS society in Iranthesis for master of science in nursing education]. Tehran University of Medical Science. 2003. P. 5. (Persian)
– Mathiowetz V, Matuska KM, Murphy ME. Efficacy of an energy conservation course for person with Multiple Sclerosis. Arch Phys Med Rehabil. 2001; 82(14): 449-511.
– Mostert S, Kesselring J. Effects of a short-term exercise training program on aerobic fitness, fatigue, health perception and activity level of subjects with multiple sclerosis. Mult Scler. 2002 Apr; 8(2): 161-8.
– Freeman JA, Longdon DW, Hobart JC, Tompson AJ. Inpatient rehabilitation in MS: do the benefits carry over into the community? Neurology. 1999; 32(1): 50-56.
– Petajan JH, Gappmaier E, White AT, Spencer MK, Mino L, Hicks RW. Impact of aerobic training on fitness and quality of life in multiple sclerosis. Ann Neurol. 1996 Apr; 39(4): 432-41.
– Oken BS, Kishiyama S, Zajdel D, Bourdette D, Carlsen J, Haas M, et al. Randomized controlled trial of yoga and exercise in multiple sclerosis. Neurology. 2004 Jun 8; 62(11): 2058-64.
– Asadizaker M, Majdinasab N, Atapour M, Latifi M, Babadi M. [Effect of Exercise on Walking Speed, Fatigue and Quality of Life in Patients with Multiple Sclerosis]. Jondishapoor Medical Science
Journal. 2010; 9(2): 189-198. (Persian)
Effect of aerobic exercises on the level of fatigue in patients with Multiple Sclerosis

Pazokian M (MSc.) – Shaban M (MSc.) – Zakerimoghdam M (MSc.) – Mehran A (MSc.) – Sanglaje B (MSc.).

Introduction: Fatigue is a common symptom of Multiple Sclerosis. While the patients are advised to do exercise, no study has been conducted to assess the impact of fatigue on the level of fatigue. This research was conducted to investigate the effect of aerobic exercise on the level of fatigue in patients with Multiple Sclerosis.
Method: This clinical trial study was conducted with 80 patients referred to the Multiple Sclerosis Association in Tehran, Iran. The patients’ disability status severity was shown to be between 0-5.5 Using the Expanded Disability Status Scale severity (EDSS). The patients chosen using the convenience sampling method were divided to the experiment and control groups. The patients were trained to do exercise for 6 weeks (18 sections). Data was gathered using the Fatigue Scoring Scale. Descriptive and inferential statistics were used for data analysis.
Results: There were a statistically significant difference in the level of fatigue between the patients in the experiment and control groups (P<0.001).
Conclusion: The aerobic exercise reduced the level of fatigue in patients with Multiple Sclerosis. It is believed that aerobic exercise reduces fatigue through energy conservation.

Key words: aerobic exercise, Multiple Sclerosis, fatigue


پاسخ دهید