در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تاریخ دریافت: 8/3/1392 تاریخ پذیرش: 26/5/1392

مقدمه

امروزه تحقیقات نشان داده است، علـت بسـیاری ازبیماریهـای مـزمن سـبک زنـدگی و رفتارهـای انسـانیمی باشد. لذا انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سـلامت یکـی ازبهترین راههایی است که مردم، می توانند سلامتی خـود راحفظ و کنترل نمایند (1). به منظور برنامه ریزی برای تغییر رفتارهــای غیربهداشــتی و ارتقــای ســلامت، نظریــه ومدل های مختلفی وجود دارد که یکی از آنها مدل ارتقای سـلامت پن در (Health Promotion Model: HPM) می باشد (2). مدل ارتقای سلامت پنـدر یکـی ازمدل های توصیفی پرستاری است که رفتارهای بهداشتی را پیش بینی میکند (3). این مدل از تئوری شناختی مشـتقشده کـه اسـاس و الگـوی آن بـر پایـه نظریـه یـادگیریاجتماعی بندورا بـا تأکیـد بـر عوامـل انگیزشـی و کسـبرفتارهای بهداشتی می باشد (4).
قـدرت تئـوری پنـدر در تعریـف سـلامت، محـدود نکــردن پرســتاران و ســایر افــراد تــیم بهداشــت جهــتمداخلاتی در زمینه کاهش خطـر بیمـاری اسـت (5). ایـنمدل به پرستاران فرصت های بیشـتری در بررسـی افـراد،خانواده ها و جوامع میدهـد تـا در جهـت بهبـود سـلامت،ارتقای توانایی عملکردی و کیفیت زندگی بهتر تلاش کنند (6). زیرا تغییر در شیوه زندگی باید در کنار سایر درمان هـابه عنوان یک عامل اساسی در کـاهش عـوارض و بهبـودعلایم مورد توجه قرار گیرد (5).
اختلال وسواس اجباری یک اختلال مـزمن همـراهبا حساسیت در انجام کار و وجود افکار ناخواسته، تکـراری،مزاحم و آزاردهنده می باشد که فرد از غیرعادی و نابهنجار بودن رفتار خـود آگـاهی دارد (7و8). در دو دهـه اخیـر دردرمان وسـواس پیشـرفتهـای چشـمگیری ایجـاد شـد وهمواره تلاش شد درمان های غیردارویی جایگزین درمـاندارویی یا در جهت تقویت اثرات دارویی استفاده شـود (9) زیرا 40 تا 60% بیماران وسواسی به درمان دارویـی پاسـخکافی و مناسبی نمی دهند (10).
شناخت درمانی یکی از روش های درمـانی مـؤثر در درمان وسواس اجباری مـیباشـد (11). وسـواس اجبـاریموجب ناتوانی و کاهش کیفیت زندگی افراد می شود (12). از آنجایی که چندین فاکتور در کیفیت و سبک زندگی این بیمـاران نظیـر خصوصـیات فـردی، تعـاملات اجتمـاعی وعوامل محیطی و اجتماعی نقش دارد (13). مـدل ارتقـای سلامت پندر با تأکید بر رفتار ارتقاءدهنده سلامت، شناخت رفتار و ویژگی های فردی به همراه افزایش خودکارآمدی و درک، اصلاح و تقویت رفتار و بهبود ارتباطات و موقعیتها موجب ارتقای سلامت و کیفیت زندگی می شود (2).
بس یاری از مطالع ات ش دت افس ردگی هم راه ب ا اختلال وسواسی- اجباری و شدت علایم آن را به عنـوانبیشترین ارتباطات با کیفیت زندگی و برخی نیز اشتغال بـهکار را همراه با نمرات بهتر در بعد فیزیکی کیفیت زنـدگیگزارش کردنـد. Bystritsky و همکـارانش در گـزارشمطالعه خود تأکید مـی کننـد برنامـه هـای درمـانی مـدونمبتلایان به اختلال وسواسی- اجباری بیشتر بـرروی درک و مقیاس ذهنی کیفیت زندگی ایشان نسبت به پارامترهای عینی همچون حمایت فامیل، ناتوانی و ا شتغال تأثیر دارنـد و لازم است متخصصـ ین در هنگـام درمـان مبتلا یـان بـهبیماری مزمن از جمله اختلال وسواسی- اجباری علاوه بر درمان های معمول به بهبود کیفیت زندگی آنان نیـ ز توجـهنمایند (14).
مطالعات زیادی به صورت گسترده اثربخشـی مـدلارتقای سلامت بر کیفیت زندگی، سلامتی و سبک زندگی را نشان دادند. یافتـه هـای مطالعـه صـفابخش و معطـرینشان داد که برنامه های آموزشی براساس نظریه پندر پـساز 3 جلسه آموزش شیوه زنـدگی سـالم و 3 مـاه پیگیـریموجب افزایش معنادار نمرات سبک زنـدگی ارتقـاء دهنـدهسلامت بیماران پس از جراحیهای بای پـاس کرونـری درگروه آزمایش شد (15). به دلیل محدودیتهـای زمـانی ومکانی تاکنون مطالعات زیادی برروی اثربخشی این مـدلبر حیطههای روانشناختی و رفتاری اختلالات روان نظیـروسواس نشده است. بر همین اساس پژوهشگران با توجـهبه تجربه بالینی خود بر آن شدند تا مطالعه ای با هدف تأثیر برنامه آموزشی ارتقای سطح سلامت در بیمـاران وسـواساجباری بر پایه مدل مراقبت از سلامت پندر انجام دهند.

روش مطالعه

این مطالعه یک پژوهش نیمه تجربی یک گروهـی پیشآزمون و پسآزمون بعد از مداخلـه بـود. کـه در سـال1391 بــرروی بیمــاران بــا تشــخیص وســواس اجبــاریمراجعه کننده به دو مطب روان پزشکی شهر دزفـول انجـامشد. در این پژوهش حجم نمونه 9 نفر بـود کـه بـه دلیـلحساس بودن و عدم تمایل بیماران در شرکت در مطالعه ومحــدودیت در انتخــاب حجــم وســیع تــر نمونــه، روشنمونه گیری در این مطالعه براساس روش مبتنی بـر هـدفانجام گرفـت . معیارهـای ورود بـه ایـن پـژوهش بیمـارانداوطلب با اختلال وسواس اجباری با تأیید روانپزشک بود.
تمامی واحدهای پژوهش بیش از یک سال تحـت درمـانبودند و در سابقه این بیماران اختلالات روانی مزمن دیگـرنظیر اسکیزوفرن، اختلال دوقطبی، سابقه سوء مصرف مواد مخدر و صـناعی و الکـل مشـاهده نشـده بـود. همچنـینهیچ کدام از واحدهای پژوهش در طی انجام مداخله یـا دربازده زمانی یک سال اخیر دوره سوگ و بحران شدید نظیر (طلاق، اخراج از کار، مرگ بستگان درجه اول و افراد مهم زندگی) را تجربه نکرده بودنـد . معیارهـای حـذف مطالعـهغیبت بیش از یک بار و عدم تمایل واحدهای پژوهش بـه ادامه شرکت در مطالعه بود.
اب زار ای ن پ ژوهش پرسش نامه اس تاندارد ارتق ای
Health Promoting Lifestyle ) ســلامت
Profile: HPLP) بـود. ایـن پرسشـنامه، دارای یـک ارزیابی چند بعدی از رفتارهای ارتقاءدهنده سـلامت اسـتکـه رفتاره ای ارتق اء دهن ده سـلامتی را در ش ش بع دمسؤولیت پذیری سلامتی، فعالیـت فیزیکـی، تغذیـه، رشـدمعنوی، مدیریت استرس و رفتار بین فـردی انـدازه گیـریمی کند. مجموع سؤالات پرسشنامه حاوی 52 سؤال که به صورت لیکرت 4 گزینه ای هرگـز (1)، گـاهی اوقـات (2)، معمولاً (3) و همیشه (4) نمره دهی شـده اسـت. محـدوده نمره کل رفتارهـای ارتقـاء دهنـده سـلامت بـین 208-52 است که برای هر بعد، نمره جداگانه قابل محاسبه میشود.
بعد مسؤولیت پذیری، وضعیت تغذیهای، معنویـت و روابـطب ین ف ردی (36-0) و بع د م دیریت اس ترس و فعالی ت جسمانی (32-0) در نظر گرفته شد. در هر بعـد و در نمـرهکلی پرسشنامه نمرات بالاتر نشاندهنده انجـام رفتارهـای سلامتی بیشتر و شیوه زندگی سـالم تـر مـیباشـد . بـرای سنجش اعتبار پرسشنامه از روش اعتبار محتوی اسـتفاده شد. بدین ترتیب کـه پرسشـنامه براسـاس مـدل ارتقـای سلامت و با توجه به منابع معتبر علمی، تهیه و پس از آن در اختیار 10 نفر از اساتید علوم تربیتی و آموزش بهداشت که دارای تخصص و تجربه کافی بودند قـرار داده شـد و اصلاحات مورد نظـر ایشـان ، اعمـال و اعتبـار آن تأییـد گردیـد . سـنجش پایـایی پرسشـنامه نیـز از طریـق روش آزمون آلفای کرونباخ انجام شد. آلفای کرونباخ، همبستگی درونی سؤالات مدل ارتقای سلامت را 5/79%، سازه هـای منـ افع و موانـــع درک شـ ـده بـــه ترتیـ ـب 82 و 80%، خودکارآمدی 79%، تأثیر بین گذاره های بین فردی 77% و فعالیت های فیزیکی را 82% نشان داد (2).
در اجرای این مطالعه پژوهشـگران بعـد از تأییـد وتصویت طرح پژوهشی با کد 41381 در شورای پژوهشـیدانشگاه آزاد اسلامی دزفول و دریافت تأیید کمیته اخـلاقکه به پیوست نامه تصویب طرح مصوب شد و بـا دریافـتمعرفی نامه از دانشگاه آزاد اسلامی واحـد دزفـول و کسـبمجوز از دانشگاه علوم پزشـکی بـا مراجعـه بـه دو نفـر ازروان پزشکان شهر دزفول که تمایل بیشتری بـه همکـاریدر اجرای این طرح داشتند مراجعه نموده و با توضیح شیوه و هدف از اجرای طرح و کسب اجازه از این دو متخصص، در طی تماس تلفنی روانپزشک مربوطـه، بـا بیمـاران یـا همراهان بیمار، از آن ها برای مراجعه به مطـب دعـوت بـهعمل آمد که جلسـه ویزیـت آن روز رایگـان و از بیمـاران مبلغی گرفته نشد. در روز مراجعه به مطب طی همـاهنگیانجام شده بین (پژوهشگران، پزشک، بیمار و همراه)، ابتـدامختصــری از شــیوه و هــدف از اجــرای مداخلــه توســطروان پزشک و سپس توسط خود پژوهشـگر بـرای بیمـارانشرح داده شد و از ایشان در ابتدا و انتهای جلسه تشـکر وقدردانی به عمل آمد. در این جلسه بـه تمـامی واحـدهایپژوهش اطلاع داده شد که جلسات آموزشی در بیمارستان آموزشی، درمانی و عمومی گنجویان شهر دزفول که دارای درمانگاه و بخـش روانپزشـکی مـی باشـد، انجـام خواهـدگرفـت. جلسـات در اتـاق مشـاوره ایـن مرکـز اجـرا شـد.
همچنین به تمامی واحدهای پژوهش توضیح داده شـد درصورت مشکلات ایاب و ذهاب هزینه آن توسط پژوهشگر تأمین میشود که در چند مورد این کـار انجـام و در بقیـهموارد نمونه های پژوهش از دریافت هزینه اجتناب نمودند.
در روز اجـرای مداخلـه در بیمارسـتان پژوهشـگرانمجدد بعد از توضیح اهداف و اطمینـان از بـیضـرر بـودنمداخله و دادن حق انتخاب در شرکت و یا تـرک پـژوهش در زمان اجرای مداخله، رضایت نامه شـفاهی و کتبـی را درحضور همراه فرد دریافت نمودند. اجـرای ایـن مداخلـه در طی دو جلسه 60 دقیقه ای و در دو گروه چهار و پنج نفری به فاصله یک هفته، همراه با یکی از افراد ثابت خانواده در اتاق مشاوره مرکز آموزشـی و درمـانی بیمارسـتان بـزرگدزفول برگزار شد. شرکت کنندگان در این جلسات براساسآموزه های پندر در راسـتای شـش بعـد مسـؤولیت پـذیری،فعالیت فیزیکی، تغذیه، روابط بین فردی، مدیریت استرس
v.16 توسط آمار توصـیفی (جـدول، میـانگین و انحـرافمعیار) و آمـار اسـتنباطی (آزمـون ویلکاکسـون) بـا فاصـله اطمینان 95% و سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شد.

و معنویت آموزش دیدند. ایـن جلسـات همـراه بـا پخـش کلیپهای آموزشی، پمفلت، سیدی و معرفی کتاب بود که در پایـان یـک نسـخه از ایـن وسـایل، رایگـان در اختیـارشــرکت کننــدگان قــرار داده شــد. در طــی ســه مــاه شرکتکنندگان و عضو خانواده ایشان در تماسهای تلفنی و هماهنگی در روزهای مراجعه به مطب، به طور جداگانـه در خصوص اجرای رفتارهای ارتقاءدهنده سـطح سـلامت، مشکلات و موانع پیگیری تحت راهنمایی قرار گرفتنـد . در جلسه دوم مشاوره یک نفر از واحدهای پژوهش بـه دلیـلمش کلات شخص ی و نداش تن هم راه و دوری مس افت،

جدول 1- نمرات شیوه زندگی ارتقاء دهنده سلامت و خرده مقیاسهای آن در قبل و بعد از مداخله
نمره آزمودنی ها بعد از مداخله نمره آزمودنیها قبل از مداخله نمره کل گروه
میانگین میانگین 139/75 111/37 208 سبک زندگی
24/87 19/62 36 مسؤولیت پذیری
18/37 11/00 32 فعالیت های جسمانی
25/50 20/62 36 وضعیت تغذیه
24/50 22/37 36 معنویت
25/25 21/12 36 روابط بین فردی
21/25 16/62 32 مدیریت استرس
Two related samples tests: Wilcoxon test
علیرغم تقبل هزینه رفت و آمد از سوی پژوهشگر از ادامه شرکت در مطالعه انصراف داد و نمونههای مطالعه به 8 نفر تقلیل و اطلاعات وی از مطالعه حذف گرد یـد. پرسشـنامهشیوه زندگی ارتقاءدهنده سلامت سـه مـاه بعـد از اجـرایمداخله، مجدد در حضور پژوهشگران تکمیل شد. اطلاعات بعد از جمع آوری و وارد شدن به نرم افزار آمـاری SPSS
237836139689

یافتهها
تمامی بیمـاران در ایـ ن پـژوهش زن بودنـد. اکثـر اً تحصیلات زیردیپلم داشتند، خانهدار و متأهـل و در سـنین 29-20 بودند. مدت ابتلا نمونهها بـ ین 5-1 سـال و سـنشروع بیماری در اکثر آنان بـ ین 39-20 سـال بـود. تمـ ام آزمودنیها تحت درمان دارویی با کلومیپرامین به مـدت 7 ماه الی 10 سال بودند. همچنین 4 نفـر از بیمـاران سـابقهبستری شدن در بیمارستان به دلیل این اختلال بـا درمـاندارویی را داشتند.
بین میانگین نمرات سبک زندگی ارتقـای سـلامت قبل از مداخله و بعـد از مداخلـه (012/0=p) همچنـین درابعاد فعالیت های جسمانی، تغذیهای، روابـط بـین فـرد ی و مدیریت استرس، اختلاف معن اداری نشـان داده شـد. ایـ ن اختلاف در زیرمقیاس مسؤولیت پذیری و معنویـ ت معنـادار نبود (جدول شماره 1).

بحث

نتایج این مطالعـه نشـان دهنـده اثر بخشـی الگـویارتقای سلامت پندر بر سـطح سـلامت بیمـاران وسـواساجباری بود که بیشترین تأثیر اجـرای مـدل پنـدر بـرروی ارتقای وضعیت جسمانی، تغذیـه ای، روابـط بـین فـردی ومدیریت استرس بود ولی تـأثیر ی بـر مسـؤولیت پـذیری ومعنویت بیماران وسواسی نداشت.
Carreno و همکاران در مطالعه ای تحت عنـوانتأثیر مدل مراقبتی پندر بر سطح سلامت و سـبک زنـدگیزنان کلیسایی بر دو گروه آزمون و شاهد اختلاف معناداری را نشان دادند، که این افـزا یش در هـر شـش بعـد نیمـرخسبک زندگی مشاهده شد (16). دهداری و همکاران نشان دادند استفاده از مدل پنـدر موجـب بهبـود ارتباطـات بـینفردی، افزایش قدرت درک و ایجاد خودکارآمدی و اصلاح فرهنگ سلامت و الگـوی تغذیـهای مصـرف صـبحانه در
خانواده های ایرانی می شود زیـرا داشـتن آگـاهی در مـورداهمیت مصرف مواد مغذی و سالم در قبل از شروع فعالیتروزانه موجب ارتقـا ی سـلامت افـراد مـی شـود (16و17).
تیموری و همکاران گزارش کردند که مدل پندر بـا ایجـاددرک در زمین ه اص لاح رفت ار و تقوی ت خودکارآم دی والگوهای رفتـاری موجـب ارتقـای فعالیـت هـای جسـمانیسلامتی دانش آموزان می شود (18). محمدیان و همکـاراننشان دادند که خودکارآمدی یکـی از ابعـاد سـلامت روانمی باشد که افـزایش آن موجـب بهبـود و ارتقـای کیفیـتزندگی خواهد شد (19). Shin و همکـاران در مطالعـهای به بررسی الگوی مراقبت سلامت پندر بر وضعیت سلامت زنان سالمند کم درآمد پرداختند. نتایج این مطالعـه نشـانداد، استفاده از مدل پندر موجب 73% تغییر در قبل و بعد از مداخله در ارتقای ابعاد بیولوژیکی، روانی، روحی، اجتماعی، شناختی و فرهنگی و افزایش درآمـد سـالمندان مـی شـود (20). کریم ی و عش رتی همبس تگی مثبت ی ب ین م دل سلامتی پندر و ارتقای فعالیت های جسـمانی و فیزیکـی راگزارش کردند که بر همین اساس میتوان با فراهم آوردن تسهیلات و امکانات مطلوب، موجبات تقویت فعالیت هـایفیزیکی را فراهم کرد (2). Ronis و همکاران این مـدلرا با اصلاح تصورات و عقاید نادرست، با ایجاد یک درک و تصور صحیح نسبت به زندگی، موجـب ارتقـای سـاختار وس طح س لامت اف راد گ زارش کردن د (21). محم دی و همکــاران کــاربرد الگــوی پنــدر را موجــب افــزایش خودکارآمدی نشان دادند که دلیل آن را، آگاهی از موانع و راهکارهـ ا و بـ ه موجـ ب آن افـ زایش انگیـ زه و درک حمایت های اجتمـاعی گـزارش کردنـد (22). کارشناسـانمعتقدند ایجاد نگـرش مثبـت بـر رفتارهـای فـرد و تأییـدرفتارها توسط افرادی که برای آنها مهم هسـتند، موجـبتثبیــت و تقویــت رفتارهــای مطلــوب مــی شــود (2).
McElligott و همکــارانش در مطالعــه ای بــا هــدفبررسی اثر برنامه مدل مراقبت مشارکتی و گسترش برنامه مراقبت از خـود بـرروی رفتارهـای ارتقـاءدهنـده سـلامتپرستاران، نشان دادند که این مدل موجب ارتقـا ی سـبکزنــدگی پرســتاران مــی شــود و در ابعــاد ســبک زنــدگیبرنامه های آموزشی موجب افزایش معنـاداری در وضـعیتتغذیه، ارتباط بین فردی و رشـد معنـوی پرسـتاران گـروهمداخله در مقایسـه بـا گـروه کنتـرل شـدند (23). مطالعـهمشابهی در ایران و سایر کشورها بـرروی اثربخشـی مـدلپندر بر ارتقای سلامت بیماران وسواس اجبـاری مشـاهدهنشد. با ایـن حـال Ho و همکـاران نشـان داد نـد نمـراتکیفیت زندگی مبتلایان به اخـتلال وسـواس- اجبـاری بـااســتفاده از مقیــ اس کیفیــت زنــدگی در ابعــاد عمــوم ی، سایکولوژی و حمایت اجتماعی پـایینتـر از گـروه کنتـرل(افراد سالم) قرار دارد (24) کـه روش هـای درمـانی نظیـرشناخت درمانی و رفتار درمانی موجـب کـاهش رفتارهـایتشریفاتی این بیماران می شود (8). Andouz و همکاران در مطالعه خود نشـان داد نـد درمـانهـای فراشـناختی بـاافزایش درک و ایجاد حـس کفایـت در بیمـاران وسـواساجباری موجب کـاهش علا یـ م وسواسـی و رفتـاری هـایتکراری می شود (25). لذا درمانهای غیردارویی به خصوص زمانی کـ ه در تمـاس مـنظم و مسـتمر بـا یـک متخصـصعلاقمند، دلسوز و تشویق کننده باشد ممکن است بـه بیمـارکمک کند تا به عملکـ رد عـاد ی خـود ادامـه دهـد. در ایـنوضعیت با کاهش اضطراب و تغییر در شرایط زندگی، ایجـاداشتغال و سرگرمی برای پر کردن اوقات، برقراری یک رابطه بین فردی و شرکت در جمع و انتخاب شیوههای اخلاقـی و معن وی، همچن ین اثب ات غ رور و خودکارآم دی، بیم اران می توانند بر تمامی ناتوانی هـای خـود غلبـه کننـد (26و27).
مدل پندر در ارتقای سلامت بیماران مزمن کـاربرد دارد کـهمهم ترین اثر آن با تقویت روابط بین فردی، افزایش انگیزه و رشد فردی، نفوذ بر شخصیت فرد، جلب مشارکت و افـزایشخودکارآمدی بیماران است که موجب ارتقای سـبک زنـدگیبیماران مـزمن مـی شـود (21،24و25). لـ ذا تغییـ ر در شـیوهزندگی باید در کنار سایر درمـان هـا بـه عنـوان یـک عامـلاساسی در کاهش عوارض و بهبود علایم مـورد توجـه قـرارگیرد. در همین راستا پرستاران بهداشت جامعه مـی تواننـد ازاین مدل استفاده نموده و در تماس مداوم و مکرری کـه بـاافراد دارند، آنان را در تغییر عادات بهداشت فردی یا اسـتفادهاز خدمات بهداشتی یاری نمایند (5و28). نتایج این پـژوهشنشان داد که برنامههای ارتقاء دهنده سطح سلامت به شـ یوه ساده و در حداقل زمان توسـط پرسـتاران مـیتوانـد موجـبافزایش سبک زندگی سـالم تـر تقریبـاً در تمـام ابعـاد آن درمبتلایان به اختلال وسواسی – اجباری شود.

نتیجهگیری

رفتارهای ارتقای سلامتی پیامـدی اسـت کـه فـردمبتلا را به سوی کسب پیامدهای بهداشـتی مثبـت نظیـرسلامت مطلوب، انجام شخصـی کارهـا و زنـدگی مفیـد و هدفدار مانند خوردن غذاهای سالم، ورزش مـنظم، کنتـرلتنش، اسـتراحت کـافی، رشـد معنـوی، ارتبـاط مثبـت بـادیگران، افزایش خودکارآمدی و حس مسؤولیت پـذیری درکاره ـا در مبتلایــان بــه وســواس اجبــاری مــی شــود. از محدودیت های این پژوهش می توان به حجم نمونه پـایینکه به دلیل نوع بیماری این افراد و حساس بودن نسبت به روش های درمانی و عدم همکـاری ایـن گـروه از بیمـارانمزمن اشاره کرد و همچنین نبودن یک گروه کنترل اشاره کرد. به همین دلیل پیشنهاد می شـود در مطالعـات بعـدی

142498148448

منابع
این برنامه ها برروی حجم نمونـه بیشـتری بـا یـک گـروهکنترل انجام شود.

تشکر و قدردانی

در خاتمه پژوهشگران برخود لازم مـیداننـد کـه ازهمکاری و مساعدت جناب آقای دکتر مسـعود آذربیـگ و دکتر مصطفی سـخاوت از متخصصـین نـام آشـنای شـهردزفـول و مسـؤولین بیمارسـتان بـزرگ دزفـول و تمـامی واحدهای پژوهش و همراهان آن ها که در اجرای این طرح ما را یاری نمودند، کمال تشکر و قدردانی را به عمل آورند.

– Motlagh Z, Mazloomy-Mahmoodabad S Saeed, Momayyezi M. [Study of Health promotion behaviors among university of medical science students]. Zahedan J Res Med Sci (ZJRMS). 2011; 13(4): 29-34. (Persian)
– Karimi M, Eshrati B. [Pender’s health promotion model of education based on students’ physical activity]. Kermanshah University of Medical Sciences. 2012; 16(3): 192-202. (Persian)
– Bahmanpour K, Nouri R, Ndryan H, Salehi B. [Structural model of health promotion oral health
Marivan high school students]. Journal of School Health and Health Research Institute. 2011; 9(2): 93103. (Persian)
– Taymoori P, Niknami S, Berry T, Ghofranipour F, Kazemnejad A. Application of the health promotion model to predict stages of exercise behaviour in Iranian adolescents. East Mediterr Health J. 2009; 15(5): 1215-25.
– Radmehr M, Ashktora T, Neisi L. Effectiveness of educational programs based on Pender’s theory on the health and symptoms in patients with obsessive-compulsive disorder. Life Sci J. 2012; 9(4): 2174-2180.
– Shahsavari S, Peyrove H. [Nursing theories and their application]. Second Edition. Hakim Publications Hydjy; 2011. P. 210-215. (Persian)
– Gururaj GP, Math SB, Reddy JY, Chandrashekar CR. Family burden, quality of life and disability in obsessive compulsive disorder: an Indian perspective. J Postgrad Med. 2008; 54(2): 91-7. 8 – Hojjati H. [Comprehensive review of mental health nursing]. Tehran: Salmyy Publications; 2011. P. 332-341. (Persian)
– Abrantes AM, McLaughlin N, Greenberg BD, Strong DR, Riebe D, Mancebo M, et al. Design and Rationale for a Randomized Controlled Trial Testing the Efficacy of Aerobic Exercise for Patients with Obsessive-Compulsive Disorder. Ment Health Phys Act. 2012; 5(2): 155-165.
– Arumugham SS, Reddy JY. Augmentation strategies in obsessive-compulsive disorder. Expert Rev Neurother. 2013; 13(2): 187-203.
– O’Neill J, Gorbis E, Feusner JD, Yip JC, Chang S, Maidment KM, et al. Effects of intensive cognitive-behavioral therapy on cingulate neurochemistry in obsessive-compulsive disorder. J Psychiatr Res. 2013 Apr; 47(4): 494-504.
– Anholt GE, Aderka IM, van Balkom AJ, Smit JH, Hermesh H, de Haan E, van Oppen P. The impact of depression on the treatment of obsessive-compulsive disorder: results from a 5-year followup. J Affect Disord. 2011; 135(1-3): 201-7.
– Hou SY, Yen CF, Huang MF, Wang PW, Yeh YC. Quality of life and its correlates in patients with obsessive-compulsive disorder. Kaohsiung J Med Sci. 2010; 26(8): 397-407.
– Bystritsky A, Saxena S, Maidment K, Vapnik T, Tarlow G, Rosen R. Quality-of-life changes among patients with obsessive-compulsive disorder in a partial hospitalization program. Psychiatr Serv. 1999 Mar; 50(3): 412-4.
– Safabakhsh L, Moatary M. [Examination of education protocol based on pender theory on lifestyle of patients after Bypass cronery]. Master’s Thesis Nursing. Shiraz Science of Medicine University, 2004. (Persian)
– Carreno J, Vyhmeister G, Grau L, Ivanovic D. A health promotion programme in Adventist and non-Adventist women based on Pender’s model: a pilot study. Public Health. 2006; 120(4): 346-55. 17 – Dehdari T, Rahimi T, Aryaeian N, Gohari MR. Effect of nutrition education intervention based on Pender’s Health Promotion Model in improving the frequency and nutrient intake of breakfast consumption among female Iranian students. Public Health Nutr. 2013 Jan 30: 1-10.
– Taymoori P, Niknami S, Berry T, Ghofranipour F, Kazemnejad A. Application of the health promotion model to predict stages of exercise behaviour in Iranian adolescents. East Mediterr Health J. 2009; 15(5): 1215-25.
– Mohamadian H, Eftekhar H, Rahimi A, Mohamad HT, Shojaiezade D, Montazeri A. Predicting health-related quality of life by using a health promotion model among Iranian adolescent girls: a structural equation modeling approach. Nurs Health Sci. 2011; 13(2): 141-8.
– Shin KR, Kang Y, Park HJ, Cho MO, Heitkemper M. Testing and developing the health promotion model in low-income, Korean elderly women. Nurs Sci Q. 2008; 21(2): 173-8.
– Ronis DL, Hong O, Lusk SL. Comparison of the original and revised structures of the Health Promotion Model in predicting construction workers’ use of hearing protection. Res Nurs Health. 2006; 29(1): 3-17.
– Mohammadi Zeidi I, Ziaeiha M, Safari variyani A, Khalaj M, Mohammadi Zeidi B, Morshedi H. Predicting the stages of change in physical activity behavior of QUMS students with Pender’s model.
The Journal of Qazvin University of Medical Sciences. 2010; 14(3): 58-66.
– McElligott D, Capitulo KL, Morris DL, Click ER. The effect of a holistic program on healthpromoting behaviors in hospital registered nurses. J Holist Nurs. 2010; 28(3): 175-83.
– Ho AY, Berggren I, Dahlborg-Lyckhage E. Diabetes empowerment related to Pender’s Health Promotion Model: a meta-synthesis. Nurs Health Sci. 2010; 12(2): 259-67.
– Andouz Z, Dolatshahi B, Moshtagh N, Dadkhah A. The efficacy of metacognitive therapy on patients suffering from pure obsession. Iran J Psychiatry. 2012; 7(1): 11-21.
– Rodriguez-Salgado B, Dolengevich-Segal H, Arrojo-Romero M, Castelli-Candia P, Navio-Acosta M, Perez-Rodriguez MM, et al. Perceived quality of life in obsessive-compulsive disorder: related factors. BMC Psychiatry. 2006 May 9; 6: 20.
– Srof BJ, Velsor-Friedrich B. Health promotion in adolescents: a review of Pender’s health promotion model. Nurs Sci Q. 2006; 19(4): 366-73.
– Ho AY, Berggren I, Dahlborg-Lyckhage E. Diabetes empowerment related to Pender’s Health Promotion Model: a meta-synthesis. Nurs Health Sci. 2010; 12(2): 259-67.
Effect of the educational program based on Pender’s theory on the health promotion in patients with obsessive compulsive disorder

Radmehr M (MSc.) – Ashktorab T (Ph.D) – Neisi L (MSc.).

Introduction: Obsessive-compulsive disorder is a chronic disease with the prevalence of 2-3% in general community and is estimated to be 40% in the Iranian society. Research has shown that lifestyle and human behaviors are the causes of many chronic diseases. In this regard, health promotion behaviors can maintain people health. The aim of this study was to investigate the effect of the educational program based on the Pender’s theory on health promotion in patients with obsessivecompulsive disorder.
Method: This quasi-experimental study was conducted with one group consisting of 8 patients selected using the convenient sampling method. Two 60minutes educational sessions were held for two groups with three months follow up in a hospital in urban area of Iran. The questionnaire of Health Promoting Lifestyle Profile was used for data gathering. Descriptive and inferential statistics were used for data analysis.
Results: The mean±SD scores of health promotion lifestyle were 111.37±21 and 139.57±14 before and after the intervention, respectively which was statistically significant (P=0.012).
Conclusion: Nurses can promote a healthy lifestyle through, encouraging healthy behaviors, stress management, adequate rest, and positive relationships with others and increasing, self-control and a sense of responsibility.

Key words: health education, obsessive-compulsive disorder, Pender’s model


پاسخ دهید